از اين پست به تدريج قصد دارم وصف بهار را از زبان عنصري بياورم، هر چند در
ديوان عنصري قصيده اي كه به طور اختصاصي در وصف بهار باشد نيست و تمام
قصيده ها در وصف سلطان ها و مقام هاي عصرش سروده شده است. لذا از
بين قصيده هاي مزبور بيت هايي كه در وصف بهار بود را جدا نمودم تا به عنوان
شاهد مطلب جهت بررسي در اين جا بياورم منبع بنده در آوردن اين بيت هاي
مربوط به عنصري آدرس ذيل مي باشد:
نام كتاب: ديوان عنصري بلخي
تصحيح و مقدمه: دكتر سيد محمد دبير سياقي
چاپ دوم: بهار 1363
ناشر : كتابخانه سناني
چون كار خويش را بدون اشتباه نمي دانم لذا دوست هاي ارجمند هر كجا در
بيت هاي آورده شده اشتباه ملاحظه فرمودند يا بيت هايي در وصف بهار از
عنصري موجود است و بنده در اين پست و پست هاي آينده نياوردم تذكر دهند
بسيار سپاس گزار مي شوم.
وصف بهار در قصيده هاي عنصري(1)
باد نوروزي همي در بوستان بتگر شود
تا ز صنعش هر درختي لعبتي ديگر شود
باغ همچون كلبه بزّاز پر ديبا شود
باد همچون طبله عطار پر عنبر شود
سوسنش سيم سپيد از باغ بردارد همي
باز همچون عارض خوبان زمين اخضر شود
روي بند هر زميني حلّه چيني شود
گوشوار هر درختي رشته گوهر شود
چون حجابي لعبتان خورشيد را بيني ز ناز
گه برون آيد زميغ و گه بميغ اندر شود
دفتر نوروز بندد بوستان كردار شب
تا كواكب نقطه اوراق آن دفتر شود
افسر سيمين فرو گيرد ز سر كوه بلند
باز مينا چشم و ديبا روي و مشكين سر شود
روز هر روزي بيفزايد چو قد شهريار
شب چو عمر دشمنان او همي كمتر شود
ديوان عنصري بلخي صفحه ۲۴ (در مدح يمين الدوله محمود غزنوي)